با گل رفتم بیمارستان، نگهبان میگه گل برای مریضتون آوردین، گفتم پ نه پ اومدم خواستگاری تو با این سیبیلات....
*******آرانستان طنز*******
تو صف عابر بانک سه ساعته وایسادم.یارو اومده میگه آقا
شما هم پول میخواید.من بهش گفتم: پ نه پ دو روز پیش
یه پول دستی ازعابر بانک گرفتم اومدم بهش پس بدم.
*******آرانستان طنز*******
با داداش کوچیکم تو خیابون دارم راه میرم دوستم منو دیده میگه:به داداشته.من: پ نه پ بابامه خودشو فریز کرده یکم حال کنیم.
*******آرانستان طنز*******
دوستم رفته خواستگاری.
دختره ازش پرسیده واسه تشکیل خونواده میخوای زن بگیری ؟
گفته :بله
دختر:خودت خواستی زن بگیری؟
دوستم بله
دختر:من قبول کنم شما خوشحال میشی؟
دوستم :بله
دختر :شرمند من با کسی ک سه بار فرصت پ نه پ رو از دست بده ازدواج نمیکنم.
مامانم زنگ آیفونو زده باز کردم . مادربزرگم میگه رضا مامانت رو دیدی در رو باز کردی ؟؟؟ میگم : پ نه پ دستش رو از زیر در نشون داد من هم درو باز کردم !!
*******آرانستان طنز*******
تو مغازم بودم سرم با اینترنت گرم بود.یه آقایی اومد گفت :یه عینک میخوام که به صورتم بیاد.طبق عادت همیشگی گفتم واسه خودتون میخواین.!؟یارو خیلی مرد بود نگفت پ نه پ واسه گربه نره میخوام.گفت بله واسه خودم میخوام.
*******آرانستان طنز*******
رفتم کتابخونه گفتم ببخشید از سعدی چی دارین ؟
میگه کتابشو میخوای ؟
گفتم پ نه پ انگشتری لباسی اگه موندی بده بخرم.
*******آرانستان طنز*******
بابام از اداره زنگ زده خونه بعد کلی احوال پرسی میگه محمد خودتی ؟
میگم: پَ نه پَ به سیستم تلفنباک بانک تجارت خوش آمدید برای پرداخت قبوض شماره ? ، برای اطلاع از موجودی
حساب شماره ? و…..
گفت زهر مار و قطع کرد !
دیدم ظهر عصبانی اومد توی اتاق . منم پای پ نه پ بودم !
گفت اگه یه بار دیگه بگی پ نه پ ، دیگه تو این خونه نمیخوابی !
گفتم یعنی بیرونم میکنی بابا ؟
گفت پ نه پ خونه رو عوض میکنم بزغاله
*******آرانستان طنز*******
آب خونه قطع شده بود. بعد که وصل شد یه آب زرد از شیر میومد. می پرسه زنگ لوله هاست؟
پ نه پ سازمان آب واسه عذرخواهی اولش آب پرتقال می فرسته...!
*******آرانستان طنز*******
مامانم چندتا تار مو سفید بین موهام دیده میگه ای وای موهات سفید شده!؟؟ پ نه پ چندتاشون شکسته بودن گچ گرفتمشون!!!
******آرانستان طنز********
مامانم پشت ایفون : می خوای بیای تو؟
من : بله مامان
(طرح مبارزه با پ نه پ گروه فرزندان صالح)
*******آرانستان طنز*******
این په نه په هم موعضلی شده تو خونه ما،کلا همه از دم،هرچی ازش بپرسی میخواد با پ نه پ جواب بده،پیر و جوون هم نداره.
بابام میخواست بگه په نه په،میگه پ نه پ !
داییم که میگه نه په په!!:.))
ینی چه کرده این موج پ نه پ :|
*******آرانستان طنز*******
بگذار قلم را به غزل بسپارم ،
شاید گره ای باز شود از کارم ،
پرسید مگر تو هم غزل میگویی؟؟؟
گفتم پ نه پ فقط رباعی دارم....
******آرانستان طنز********
به بابا گفتم میخام کفش بخرم
گفت حتما پول میخای
جرأت نکردم بگم پ نه پ
گفتم آره باباجون.
اونم گفت پولم کجا بود بچه
مگه من رو گنج نشستم
و بدین سان حسرت گفتن پ نه پ رو دلم موند.!!!
*******آرانستان طنز*******
رفتیم یكی از امام زاده های اطراف شهرمون.
تو امامزاره آش میدادن ما هم گرفتیم جاتون خالی خوردیمو.من رفتم زرفاشو بشورم.داشتم میشستم یهو یكی با یه قابلمه تو دستش اومد كنارم وایساد.
گفت:آب میاد؟
من :سرم داشت سوت میكشید.
سنش بالا بود نگفتم پ نه پ .گفتم خوب داره میاد دیگه.
حالا از اون روز این سوال تو ذهنمه كه چی شد كه اون سوال رو پرسید!!!
******آرانستان طنز********
دارن گوسفندرو قربونی میکنن ... یه آفتابه آوردن که بش آب بدن ...
اومده میگه میخوان با آفتابه بش آب بدن؟!
میگم : پ نه پ آفتابه آوردن ببرنش دستشویی استرسش از بین بره ...
برچسب:
نویسنده: samenbook