اسكـله ي ناز چشـات حريـم امن قــايقم
تو ساعت يه ربع به عشق عقربه ي دقايقم
گرمي دستاي تورو به صد تا دنيا نميدم 
هروقت كه يارم تو بودي بي كسي ونفهميدم
تو بند دل سلول عشق حبس نـگاتو ميـكشم
ولي بازم رو ميله هاش عكس چشاتو مـيكشم
اي قصه ي بي سر و تـه شعر بـدون قـافيه
بـراي مـرگ اين صدا نـبودن تـو كافـيه
برچسب:
نویسنده: samenbook