یه سلام مخصوص به خانومم که خیلی دوسش دارمممممم
وای تو این مدت که نت نداشتم بهترین اتفاق زندگیم افتاد
یکی از بیاد موندنی ترین روزای زندگیم بود البته بگم قبلش برام کلی استرس داشت اننقدری که
شب تا صبح اون روزی که قرار بود بهترین اتفاق زندگیم رخ بده نخوابیدم
بلاخره روزی اومد که منو مرضیه جونم برای اولین بار همو ببینیم
برای من سختیش مثل همون روز اولی بود که میخواستم بهش بگم دوستش دارم
تاریخ اولین باری که دلمو زدم به دریا و بهش گفتم دوسش دارم 91/06/15
و تاریخ اولین دیدارمون91/7/5
البته ناگفته نمونه از مادر محترم مرضیه جون باید کلی تشکر کنم
خیلی خیلی زحمت کشیدن کلی شرمندشونم





به امید دیدار های بیشتر
ملضیه
برچسب:
نویسنده: samenbook