خرید بک لینک

به نام خداوند عشق ها

صداي آهنگ هاي بندري آن قدر بلند است كه فرياد هاي حاج همت لاي نيزارهاي اروند جا مي ماند و به گوش نمي رسد.

صداي قهقه ي ساعت خوش ها و لبخند سوم ها ناله هاي روايت فتح ها را خفه مي كند.

بر ديوار ها،روي پوستر شهيد عكس مرده ي هفتاد ساله مي چسبانندونام شهيد را از ك

وچه ها برداشته و نام سوسن و زنبق مي گذارند.

غيرت يك شب بي هوا از جيب مردها مي افتد توي لجنزارغفلت و ..گم ميشود.

مردها توي چراگاه هاي خيابان راه مي افتند و گناه مي چرند.

زنها مثل دستفروشها مي ايستند كنار خيابان و جواهرات بدلي عرضه مي كنندو پوست گوزن مي پوشند و از زير روسريهاي ژورژت دشته هاي جهنم شفله مي كشد.آنها افتخار مي كنند كه بچه شان همبرگر را درست تلفظ مي كند وبه پيتزا علاقه پيدا كرده است.شكلاتهاي نارگيلي كار دست ما مي دهدو بعضيها به اسم تمدن به گردنشان زنگوله مي اندازند و وقتشان را با آدامس بادكنكي و جدول مي گذرانند.

آنها كه مي نشينند باغ گيلاس و خانه ي سبز را با كيف تماشا مي كنند و براي سيلي خوردن پسر دزد سريال آپمارتمان گريه مي كنند

و قربان صدقه ي فلان قاچاقچي آئينه عبرت مي روند ديگر وقت ندارند كه به سيلي خوردن حضرت زهرا (س)فكر كنند و خون دل خوردنهاي امام امت را بشناسندو كتابهاي شهيد مطهري را بخوانندو رهبري را جدي بگيرند

برچسب: نویسنده: samenbook تاريخ: دوشنبه 8 آبان 1391 ساعت: 18:47

صفحه بندی