به نام خدا
نامه
با سلام خدمت فرشته های خوب
بی مقدمه ،دلم گرفته است می شود کمی برای من دعا کنید؟
یا اگر خدا اجازه می دهد یک کمی به جای من خداخدا کنید؟
راستی فرشته ها!سلامتید؟
حال من که هیچ خوب نیست جانماز سبز من دوباره گم شده
ردپای روشن ستاره ها گم شده
خوش به حالتان فرشته ها
هرکجا که خواستید می پرید
روی باد روی ابر،روی شانه های ماه
آسمان هم همیشه از شما راضی است
می روید بی گناه بی گناه
راستی به من نگفته اید آن طرف کنار لحظه ها ی دور دست روز های آسمان چه شکلی است؟
کاش می شد ای فرشته ها را خانه ی ستاره را به من نشان دهید
یا که از فراز قله های نور دستی از دعا برای من تکان دهید
راستش دلم مثل یک نماز بین راه خسته و شکسته است
او مسافر است
می رود به شهر آفتاب
گرچه راه آفتاب بسته است
کاشکی نماز های صبح من قضا نمی شدند
دستهای من هیچ وقت از آسمان جدا نمی شدند
ای فرشته ها به دستهای من کمک کنید
دستهای کوچکی که اشتباه می کنند بگذریم!
برچسب:
نویسنده: samenbook